محمد تقي جعفري

53

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

13 - * ( إِنَّ الله يَعْلَمُ غَيْبَ السَّماواتِ وَالأَرْضِ ) * ( خداوند غيب آسمانها و زمين را ميداند ) . توضيحى در بارهء غيب كلمه غيب و غياب و غيبوبه و مشتقاتى كه اين ماده دارد ، به معناى دور بودن از ديدگاه و ناپديد بودن از افق ديد ، مىباشد . غيب به اين معناى لغوى كه بسيار وسيع و داراى عموميت است ، در بارهء هر چيزى كه از افق ديدگاه انسان ناپديد باشد ، به كار مىرود . وقتى كه مىگوئيم : سه نفر از شاگردان اين كلاس امروز غايب بودند ، يعنى از كلاس كه ديدگاه ما است ناپديد بودند . يعنى در كلاس نبودند . ملاحظه مىشود با اين كه ما آن سه نفر شاگرد را مىشناسيم ، باز مىگوئيم : غايب بودند ، يعنى موصوف به غيب از كلاس بودند . غيب به اين معناست كه شامل هزاران حقيقتى مىباشد كه ما آنها را مىشناسيم ، ولى براى ما محسوس و قابل ديدن و قابل لمس نيستند . به كار بردن غيب به همين معناى عمومى در آيات شمارهء 2 و آيهء 102 از سورهء يوسف مىباشد . اين مسئله را در نتيجهء دوم مطالعه فرمائيد . و همچنين شامل حقايق نامحسوس ولى صد در صد قابل درك و دريافت مىباشد مانند صدها نوع لذت و الم و عاطفه و انديشه و اراده و حقيقت عدالت و آزادى و ميلياردها روابط كه ميان موجودات جهان هستى وجود دارد و حقيقت عدد . ما همهء اينها را مىشناسيم ولى از ديدگاه حسى ما بدورند و موصوف به غيب مىباشند . از اين توضيح چنين نتيجه مىگيريم كه حقايقى غيبى كه بوسيلهء پيامبران براى بشر مطرح مىگردد ، ايمان به آن حقايق ، ايمان به مجهول محض نمىباشد ، بلكه به معناى غير قابل ارتباط بوسيلهء حواس طبيعى و ابزارى كه براى ارتباط وسيعتر و دقيقتر ساخته ميشوند ، مىباشند . پس ايمان ما به ضرورت عدالت كه به هيچ وجه محسوس نيست ، ايمان به مجهول مطلق نيست ، ايمان ما به عظمت آزادى كه به هيچ وجه محسوس نيست ،